برگرفته از مقدمه کتاب سوت و ناجش اثر محمدرضاگودرزی                        

 

 

َپروَر در 70 کیلومتری شمال شرقی سمنان واقع شده که در گویش محلی، به آن پِلوِر (pelver) گفته می شود. واژه ی پرور برگرفته از واژه ی پهلوی (فارسی میانه) پروار (parvâr) و به چهار معناست:

1- خانه یا کوشکی که اطراف آن باز باشد.

2- خانه تابستانی یا خانه بادگیردار که اطراف آن پنجره داشته باشد و خانه‌ای که بر بالای خانه‌ای دیگر ساخته شده باشد.

3- تیری که برای پوشش بام به‌ کار می‌رود.

4- قلعه، حومه.

مردم منطقه‌ پرور را پلور[1] (pelver)  تلفظ می‌کنند که در زبان مازندرانی به معنی تیری است که برای پوشش بام به کار می‌رود.

 


با اکتشافات باستان‌شناسی در محوطه‌های باستانی خرند و گندی‌اُ  (از ییلاقات پرور)، بقایای معماری و گورستان اقوامی از هزاره اول پیش از میلاد (3000سال قبل= عصر آهن) و پیش‌تر دیده شده است. کاوش‌ها نشان می‌دهد این اقوام دام‌دار بودند و در فصول گرم سال به این مناطق کوچ می‌کردند تا از مراتع غنی منطقه استفاده نمایند. در فصول سرد سال این اقوام از خرند و گندی‌اُ که دارای هوای سرد و پربرف هستند، به حاشیه‌ی پست جنوبی دریای مازندران کوچ می‌کردند. اشیاء به‌دست‌آمده از محوطه‌های باستانی حاشیه‌ی خزر از جمله کورنگ‌گفتر در استان گلستان و جامخانه‌ی نکا شباهت بسیار زیادی به اشیاء به‌دست‌ آمده در خرند دارند. علت این‌که منطقه‌ی پرور از دیرباز مورد توجّه بود و اولین زیست‌گاه‌ها شکل گرفتند، تنوع پوشش گیاهی، کثرت و موغوبیت مراتع[2]، وجود چمن‌زارها و چشمه‌سارهای فراوان و در اصطلاح پروری‌ها «نَرمون‌زمین»[3] بودن این مراتع بوده است. نرمون‌زمین به مراتع کم‌شیب و عاری از سنگلاخ گفته می‌شود. سیستم دامداری و کوچ در منطقه پس از قرن‌های متمادی هنوز پابرجاست. باستان‌شناسان معتقدند اشیایی شبیه به اشیاء و تزئینات به‌دست‌آمده ازحفاری‌های خرند را در حال حاضر می‌توان به‌صورت پراکنده در میان مردم منطقه دید که این نشان از نوعی تداوم و سیرحرکت هنری تا زمان حاضر دارد. به عنوان مثال می‌توان از تِله (tĕle) نام برد که کوزه‌ای سفالی شبیه همان کشفیات عصر آهن می‌باشد. شباهت خانه‌های ییلاقی نیز درخور توجه است.

از مناطق و ایالت های مهم وتاریخی در روزگار باستان ، ایالت پتشخوارگر بود .از دیدگاه "مارکوارت"[4] ودیگران پتشخوارگرکوهها ی قبل از خوارِ ورامین بوده است که بر این مبنا مناطق کوهستانی دودانگه، چهاردانگه و سوادکوه، درقلمرو تبرستان( = تپورستان به معنی سر زمین کوهستانی)  بخشی از پتشخوارگر بوده است.

 زان پس در گذر تاریخ، پرورروزگاری جزء منطقه ی شهریارکوه و سپس جزء هزار گری [هزار جریب] شد.

شهریارکوه که نامِ آن، برگرفته از نامِ اسپهبد شهریار اول، از فرمان روایان باوند است، به رشته کوهی گفته می شد که از ارتفاعاتِ روستای ویران شده نِپنی nepni آغاز وبا تشکیل گردنه هایی چون گوگلی gugeliوخرونروxeronaro، به درّه های خطیرکوه ختم می گشت. این رشته کوه، بخش تاریخی پریم را از بخشِِ باستانی شهریارکوه جدا می کرد. در دامنه های شمالیِ این کوه، جنگل های انبوهی چون جنگلِ بولا قرار دارد که در چشم اندازِ منظقه ی  پریم است. دامنه های جنوبی این کوه، پوشیده از درختانِ پهن برگ پاکوتاه ودرختان ِسوزنی برگِ اُرس است.

هزار گری نیز منطقه ای وسیع  بین گرگان، سمنان، ساری و سوادکوه بوده است. طبق آثار و کتب تاریخی مناطق شهریارکوه، پریم و هزار گری از کانون های اصلی تمدن تبرستان باستانی بوده اند. اکتشافات باستان شناسی اخیر در منطقه پرور این نکته را تأیید می کند[5]. تنگه ی پرور با وجود چهار قلعه ی استراتژیک- نظامی[6] بر سر راه باستانی قومس- تبرستان قرار داشت و از این رو من آن را دروازه ی تبرستان لقب داده ام. بقایای راه کهن قومس- تبرستان در دشت رمنده کوه و سنگفرش های آن هنوز دیده می شود.

پیشینیان و کهنسالانِ پرور، ایل پروری را بقایای یک خانواده ی سلطنتی (ساسانی) می دانند که پس از حمله ی اعراب به قلعه ی گردکوه دامغان می آیند در آن قلعه در مقابل خیل عظیم سپاه اعراب شکست خورده و متواری می شوند و در منطقه ی کوهستانی پرور کنونی سکنی می گزینند. به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی، حاکمان عبّاسی و اموی را یارای دستیابی و هجوم به این مناطق (کوهستان های البرز) نبوده است. از این رو، مردم، آیین ها، سنّت ها و دین نیاکان خود را تا قرن ها حفظ کرده اند.

پایندگی و بقای فرهنگی این مردمان را من به درخت اُرسors  (سرو کوهی) تشبیه کردم. درخت اُرس درختی است همیشه سبز، دیرپا، دیرزیست و انعطاف پذیر که سال های سال طوفان و یخبندان آسیبی به آن نمی رساند.

مردمان پرور و کوهستان شهریارکوه[7] میراث نیاکان را به گونه ای شایسته حفظ کرده اند. با مطالعه ی آیین ها و باورها و جشن هایی که تا سی سال گذشته در پرور رواج داشت در می یابیم که بسیاری از آنها قدمت هزاران ساله دارد.از جمله آیین ها و جشن های باستانی که دراین منطقه که قدمت چند هزار ساله دارند، عبارتند از :

1-      جشن تیر ماه سیزده( جشن تیرگان) ( روز 13 تبری مصادف با 12 آبان هجری شمسی)

2-      جشن نوسال ماه بیست و شش(  روز 26 نوسال ماه تبری مصادف با 28 تیر هجری شمسی)(جشن فروهرها)

3-      نوروز جمشیدی( اعتدال بهاری)

4-      آیین دَهِش شیر کنار مکان های مقدس( شیر در هِدائِن)

5-      آیین اهورایی وَرمِزد( اول هر ماه یزدگردی)

6-      آیین نَرون

7-      آیین های همیاری روجین، قرض و وندا، پول شنون

8-      آیین های ویژه کوچ وآیین های ویژه دامداری

گویش پروری که شاخه ای از زبان تبری قدیم می باشد، به لحاظ ساختار دستوری، آوانگاری و واژگان، نسبت به سایر گویش های مشابه اشتراکات زیادی با زبان پهلوی[8] دارد که بخشی از آن را در کتاب "ردپای نیاکان[9]"آورده ام.

با ورود علویان حق گو و حق جو به مناطق کوهستانی البرز، این نواحی از اولین مناطقی بود که به مذهب شیعه گروید. حکومت میرعمادالدین- از نوادگان امام موسی کاظم (ع)- از اولین حکومت های شیعه در ایران (البته مقیاس کوچک) بود.

میرعمادالدین با شکست سلطان محمود ولّاش، حکومت آسران رستاق را منحل کرد و منطقه ی آسران را به هزار گری (هزار جریب) ضمیمه کرد. منطقه ی آسران رستاق شامل هفتاد قصبه ی بزرگ از قبیل پرور، سنگسر، شهمیرزاد، کاورد، شلی، کولیم، هیکو، خینگ، آسران، اورپلنگ، اوک (ملاده کنونی) و.. بود. مرکز حکومت آسران رستاق، قلعه ای به نام آسران رستاق بود که در جنوب چاشم واقع بود این منطقه هم اکنون از مراتع سنگسری ها است و محلی ها به آن آسِرُن(âseron) می گویند.

در قرن هشتم سیدتاج الدین از نوادگان میرعمادالدین، سال ها بر بخشی از هزار گری [هزار جریب] فرمانروایی سیاسی و معنوی داشت. گواه این فرمانروایی سیاسی- مذهبی نوشته ی حک شده بر ضریح وی است: تاج الحق و المله والدین والدنیا...

سید تاج الدین  پرور را مرکز حکومت خود قرار داد. مقبره ی وی که از بناهای دوره ی ایلخانی است، در پرور قرار دارد. ضریح نفیس این حاکم مذهبی که کار عبدالشاه شرف سمنانی است، در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان سمنان نگهداری می شود.

حمام پرور نیز از بناهای تاریخی است که قدمت زیادی دارد. این حمام که، تنها حمام پلان کوهستانی و از معتبرترین بناها در منطقه ی البرز است[10]. در کتاب تاریخ مازندران نوشته ی اسماعیل مهجوری و نسخه ی خطی شجره الامجاد آمده است: روزی شاهرخ شاه و امیرانش هنگام غسل در این گرمابه مشاهده کردند مردم پرور طبق آیین شیعیان در آنجا غسل می کنند از این رو سید تاج الدین بدستور شاهرخ شاه به هرات تبعید شد. از خویشان و یاران هیکویی  سید تاج الدین چندین نفر در آن هجرت اجباری آنان را همراهی کردند . آنان هفت سال در هرات ماندند . سه سال در هرات قحطی شده بود چندانکه سر یک الاغ را به صد شاهی می فروختند. سر انجام با وساطت و اجازه بانو گوهر شاد ( همسر شاهرخ شاه ) به خانه خود بازگشتند ، وقتی به دامغان رسیدند ،سادات و پیروان سید پس از آگاه شدن با نقاره و علم به پیشواز او و همراهان رفتند و با احترام و شکوه آنان را به شهر بردند .

سید پس از رسیدن به وطن خویش پرور چون املاک خود را در تصرف سید رضی الدین دید در صدد مطالبه بر آمد و طلب اجرت المثل هفت سال و چهار ماه را از میر رضی الدین کرد.

در دوره های صفویه و قاجاریه، آثار،بناها، کاروانسراها ،سفرنامه ها و مدارک تاریخی حکایت از رونق و آبادانی در این منطقه دارد.

در تمامی سفرنامه‌ ها به رونق دام‌داری و کشاورزی در منطقه، وجود مراتع بسیار مرغوب، چمن‌زارها و چشمه‌سارهای فراوان، کثرت گونه‌های حیات وحش ( از جمله پرنده‌گانی مانند کبک و بلدرچین، دسته‌ای قوچ و بزکوهی و...)ودربرخی از آنها به ایل پروری اشاره شده است.

اما پس از حمله ی امیر اعظم شاهزاده ی قاجاری حاکم ولایات استرآباد- دامغان و گرگان در سال 1286 و قتل و غارت وحشیانه، شوک اقتصادی بر منطقه حاکم شد و اولین موج مهاجرت برای کار به مناطق دیگر آغاز شد.شرح هجوم امیر اعظم به پرور در برخی از کتب تاریخی آمده است.

 پرور اولین روستای دودانگه مازندران بوده است که دارای مدرسه شد.  اولین مدرسه به سبک امروزی در پرور در سال 1331 تأسیس شد. این مدرسه ابتدا در منزلی تشکیل شد و در سال 1333 توسط مردم و با دستور و حمایت سهراب محمودیان مدرسه اصلی ساخته شد. این مدرسه که در محل تکیه قرقچی‌ها ساخته شد، در سال 1357 تعطیل شد. اولین پاسگاه انتظامی نیز در سال 1302 تأسیس شد.

 موج دوم مهاجرت از سال 1329 و موج سوم در از سال های 1345 آغاز گردید. و پرور در طول سال های 1357-1360تقریباً خالی از سکنه شد .

 آقای حسین شهسوارانی معاون وزیردادگستری قبل از انقلاب درزمینه ی پروردر آن دوران خاطره‌ای دارندکه ذکر آن خالی از لطف نیست:

 «حدود چهل سال پیش من و سیدالقضات شادروان سید ابوطالب رئیس‌زاده  رئیس دادگستری استان مازندران و من دادستان استان، به دعوت سهراب محمودی[11] و برادرش یدالله‌خان محمودی که آن‌ها هم از حشم‌داران بزرگ دودانگه و مازندران بودند، سفری داشتیم به خرند، باغ بزرگ ییلاقی آنها  در آخرین و بلندترین محل ییلاقی، بعد از فولادمحله و از راه ماشینی شهمیرزاد به آن باغ رفته بودیم. در آن سفر یکی از روزها سهراب محمودی و برادرش برای تفریح و گردش ما را به روستای ییلاقی پلور دودانگه بردند که محلی خرّم و دلگشا و کوهستان‌های آن شکارگاه‌ معروف گاوهای کوهی و آهو و شوکا و گوزن و غزال بود. چند ساعتی را در باغ بزرگ میوه‌های ییلاقی که آن باغ هم به همان میزبانان تعلق داشت گذراندیم که دیوار بلند گلی معمول باغات ییلاقی داشت. روی دیوار آن باغ بزرگ در چهار ضلع متصل و به هم چسبیده جمجمه و سر استخوانی شکارهای کوهی با شاخ‌های بلند قرار داده بودند به جای خار و خس که در جاهای دیگر برای جلوگیری از خرابی دیوار باغ‌ها می‌گذارند. در اطاق بلند فرش‌شده‌ی آن باغ در دیدگاهی که به سوی کوهستان بلند داشت همان هنگام حرکت و جنب و جوش و جست و خیز گاوهای شکاری و کوهی در دوردست دیده می‌شد. اکنون و در این روزگار و سال و زمانه آن چراگاه‌ها و آن مراتع چنان ویران شده که «تو گویی که رستم ز مادر نزاد» نه دیگر از رستم نشانی مانده، نه از همان سهراب محمودی و برادرش و نه آن باغ و نه آبادانی‌های دیگر و نه آن حیاط وحش آن‌چنانی مازندران[12].» 

با وجود تخلیه ی پرور، اقامت تابستانی در ییلاقات 24 گانه ی آن ادامه دارد. هم اکنون ایل پروری متشکل از هفت طایفه در 4 استان کشور (سمنان، مازندران، گلستان و تهران) با جمعیت تقریبی ده هزارنفر پراکنده شده اند و سخت به فرهنگ و گویش خود پایبند هستند. این مردمان علاوه بر حفظ گویش اصیل خود از موارد ذیل برای حفظ هویت خود استفاده می کنند:1- شرکت در مراسم شادی و سوگ 2- ساخت تکیه های عزاداری در پرور و گردهمایی سالانه 3- بازگویی مداوم حماسه های ایل پروری و اشاره به تاریخ و فرهنگ مشترک 4- حفظ اقامت تابستانی در ییلاقات 24 گانه.

 

منابع و مآخذ

 

حکیم الممالک علینقی، روزنامه خراسان، زیر نظر ایرج افشار، فرهنگ ایران زمین، تهران

شاه حسینی، علیرضا؛ رنجبر، عنایت الله. ایل ها و عشایر استان سمنان، اتحادیه تعاونی های عشایری استان سمنان، سمنان 1378

درگاهی، زین العابدین؛ علی نژاد قمی( محسن)، مجموعه مقالات در گستره مازندران(دفتر پنجم)، رسانش، تهران 1385

فرهنگ جغرافیایی ایران، جلد3 (1329)

شاه حسینی ،یونس، پرور دیار فراموش شده، در : مجموعه مقالات در قلمرو مسایل روستایی و عشایر استان سمنان ( دفتر اول)، سمنان ، جهاد سازندگی استان سمنان، مدیریت تحقیقات و بررسی مسائل روستایی، 1375

شریفی هولایی، عبدالمطلب( ودیگران)، فصل اول و دوم کاوش در گورستان هزاره اول ق.م خرند و گنداب ، پژوهشکده باستان شناسی، میراث فرهنگی استان سمنان، 1383

شریفی هولایی، عبدالمطلب( و دیگران)، مجموعه مقالات منتشر شده درباره قلاع و تپه‌های باستانی فولاد محله ، پرور ، رودبارک، و کاروانسرای سرتنگه خرندو رباط خرند، میراث فرهنگی استان سمنان، 1381

صنیع الدوله (محمد حسن خان اعتماد السلطنه)، مطلع الشمس، پیشگام ، تهران ، 1362

فره وشی، بهرام، فرهنگ زبان پهلوی، دانشگاه تهران، چاپ چهارم، تهران 1381

لوات ، بسفرد، استرآباد نامه ، سفرنامه کلنل لوات در سالهای 1298-1299 ه.ق. ترجمه مسیح ذبیحی ، به کوشش ایرج افشار، فرهنگ ایران زمین، تهران 1348

حقیقت، عبدالرفیع، سنگسر سرزمین دلاوران سرسخت، کومش، 1384

مارکوارات، بوزف: ایرانشهربرمبنای جغرافیای موسی خورنی، ترجمه ی مریم احمدی، انتشارات اطلاعات، 1373، 346 

مکنزی ،دیویدنیل، فرهنگ کوچک زبان پهلوی ،ترجمه دکتر مهشید میر فخرایی ،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی ،چاپ سوم ،تهران ،1383

مهجوری ، اسماعیل، تاریخ مازندران، چاپ اثر ساری، 1345

ناصرالدین شاه قاجار، سفرنامه خراسان( به خط رضا کلهر)، بابک، تهران 1361

نوح نصرت الله، یادمانده ها، ماهنامه پژواک، ش 93، امریکا، مارچ 1999

هنر یغمایی، اسماعیل، جندق و قومس در اواخر دوره قاجار، تاریخ ایران، 1363

هوکارد، برنارد، کوچ و اقتصاد شبانی در دامنه های جنوبی البرز، ایلات و عشایر (مجموعه مقالات) –تهران 1362

  گودرزی پروری، محمدرضا ، ردّپای نیاکان: نگاهی به تاریخ و فرهنگ مردم پرور/   با همکاری علیرضا گودرزی ‌پروری؛ ویراسته‌ی مهران نوری. سوادکوه: تبری، 1389.(در دست چاپ)

 

عمادی ،اسدالله ،پیشینه ی تاریخی شهریار کوه و دودانگه ، ساری 1388(چاپ نشده)

مقالات چاپ نشده ی علی محمد ملکی درباره ی سایت های باستان شناسی

تحقیقات میدانی درمنطقه ی پرور

 

 

 

 

 

 



[1]جالب آن‌که در گویش پروری، پروردگار را نیز پلوردیگار (pelverdigār)  تلفظ می‌کنند.

 

[2]فرهنگ جغرافیایی ایران، جلد3 (1329): مراتع پرور به کثرت و مرغوبیت معروف است.

 

[3] narmon zamin.

 

[4]مارکوارات، بوزف: ایرانشهربرمبنای جغرافیای موسی خورنی، ترجمه ی مریم احمدی، انتشارات اطلاعات، 1373، 346 

 

[5]اکتشافات باستان شناسی 1384، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان سمنان

 

[6]برج مربوط به تپه موسوم به «کمربند جلو» (در ییلاق شورستان)، قلعه کپز، برجک مرکک، برج «سرخ تول» (در ابتدای سوف‌دره)، برج لَت‌پِشت (در جبهه‌ی شمال شرقی امامزاده سیدتاج‌الدین) و برج واقع در زمین‌های روبه‌روی محوطه‌ی «خان اَسّوسَر» (در جبهه‌ی شمال شرقی) که ارتباط مابقی را به قلعه‌ی دختر کولیم برقرار می‌سازد. این آثار که یک سیستم استراتژیک- نظامی را در منطقه نمایان می‌کند، اکثراً متعلق به دوران تاریخی قبل از اسلام می‌باشند. قدمت برخی از آن‌ها به هزاره ‌ی اول قبل از میلاد می‌رسد، مانند برج های سرخ تول و کپّز.

 

 

[7]برخی شهریارکوه را پشتکوه فعلی می دانند.

 

[8]زبان فارسی میانه (دوره ی اشکانیان و ساسانیان) را زبان پهلوی می گویند.

 

[9]این کتاب اثرنگارنده وشامل تاریخ ، پیشینه و فرهنگ ایل پروری است که در دست چاپ می باشد.

 

[10]این حمام دارای معماری منحصر به فردی است به علّت سردسیر بودن منطقه درب ورودی این حمام در جهتی است که آفتاب طلوع می کند دالان های پیچ در پیچ و طولانی این حمام از اتلاف گرما جلوگیری می کرد. دود و آتش و گرمای حاصل از احتراق به کانال های کف حمام راه داشت.

 

[11]سهراب  محمودیان مرد قدرتمند دودانگه و هزارجریب بعد از شهریور 1320 بود.وی از جانب دولت وقت، با عنوان چریک و با 150سوار، مامور دستگیری و سرکوب یاغیان محلی در دودانگه، هزار جریب و سوادکوه شد. به‌دلیل ویژگی‌های شخصیتی قوی و قدرت رهبری و جسارت  فوق‌العاده در این کار موفق شد. مادر وی زهره فرزند محمدحسن سلطان، زنی خردمند بود که مردم از وی به نیکی یاد می‌کردند. پدر سهراب یدالله معروف به بیدقدار بود بر سر مزار وی نوشته است:

1339 تاریخ وفات مرحوم مغفور مبرور اشرف‌الحاج حاجی یدالله بیدقدار ولد مرحوم افتخارالحاج حاجی بابای پروری ملقب به قرقچی. 

 

 

[12]حسین شهسوارانی. هفده روز در دودانگه (یادی از دوران جوانی، در پنجاه سال پیش، از ساری به رسکت). در گستره مازندران (دفتر پنجم) به کوشش زین‌العابدین درگاهی، محسن علینژاد قمی. تهران، رسانش، 1385، ص150. [نام روستای ییلاقی در «در گستره مازندران(دفتر پنجم)»، «پرکو» آمده که نادرست است. با اطلاع آقای حسین شهسوارانی، صورت درست «پلور» در این‌جا آمده است.]